X
تبلیغات
رایتل

جمعه 31 شهریور‌ماه سال 1391

  • ای وای چرا هیشکی نیست !
  • سالن خالی از سینماگرِ در آئین روز سینما این روزها نقلِ محافل فرهنگی و رسانه ای هرمزگان است ، اینکه چرا هیچ سینماگری در سالن ستاره جنوب پرسه نمی زد ، چرا شمار خبرنگاران و سینماداران از تعداد سینماگران بیشتر بود ، چرا صدای مجری مراسم در آمد که [ ای وای چرا هیشکی نیست ! ] مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان هم واکنش نشان داده که چرا سالن خالی ست یعنی کسی را دعوت نکرده اید ، تلویزیون استانی هم در بخش خبری اش خبر عدم استقبال سینماگران را روی آنتن برد . البته در دوره ی پیشین مدیریت اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی سالن به لطف [ بچه ها ! ] پُر می شد یا به عبارت صحیح تر پُرش می کردند ، اما در دوره جدید شیخ علی مریدی زاده نشان داده چندان تمایلی به نمایش ندارد و چه خوب ،  اما عملکرد شیخ نقدهای فروانی هم  دارد که به وقتش به آن خواهم پرداخت . در این یادداشت می خواهم درباره ی حال و روز سینما در چند بند با شیخ علی مریدی زاده سخن بگویم تا شاید در سال [ احتمالا ] پایانی دولت بتوانند قدمی برای سینمای هرمزگان بردارند .
  •  آقای مدیر کل
  • اول . این روزها صدای همه در آمده است که ای وای چرا سینمای هرمزگان نماینده ای در جشنواره بین المللی فیلم کوتاه ندارد ، چرا سینما سال به سال دارد به موجود عقب مانده ی بیچاره ای تبدیل می شود که نه جانی دارد و نه کسی تحویلش می گیرد ، و کلی لیچار و کنایه که آهای فیلمساز آهای سینماگر چرا کاری نمی کنی فیلمی نمی سازی . در سالهای اخیر هم تالش ، بوشهر ، شهر کرد ، مشهد و چه و چه را توی سر سینماگر می کوبند که شما چه چیزی از آنها کمتر دارید . جشنواره اردی بهشتمان که قرار بود منشا، خیر باشد آنقدر سرش دعواست که یادمان رفته قرار بود جشنواره محلی باشد برای نمایش تولیدات تازه و ظهور پدیده های جدید . انجمن سینمای جوان قرار بود استعدادها را کشف کند ، کمک کند فیلمی بسازند ، چترشان باشد تا آرام آرام تبدیل شوند به فیلمسازانی حرفه ای [ اما کو کجا]
  • دوم . سینما هنر پرخرجی ست ، از ب بسم الله تا ته ش ،  محال است بدون پول به مقصد برسد ، اگر لازم بود بعدن لیست مخارج یک فیلم سبک و ساده را در همین صفحه منتشر می کنم [ با فرض اینکه هیچ تسلطی بر تولید یک اثر سینمایی ندارید ] . اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی در این سالها چقدر برای سینما خرج کرده است ، لابد می گویید در شرح وظایفمان نیست که پول بدهیم یکی بیاید فیلم بسازد ، اینهم حرفی ست ، اما اداره کل ارشاد که خود را یگانه متولی فرهنگ و هنر می داند تلاشی برای جذب اعتبار کرده است ، خیر ، آخرین وعده اش سال گذشته بود که به نتیجه نرسید ، عده ای وقت گذاشتند و فیلمنامه نوشتند اما مانند همه ی آن فیلمنامه هایی که نوشتند کنج آرشیو خاک می خورد .
  • سوم . عسگراولای بزرگترین تاجر ایران دو هفته قبل مهمان یکی از برنامه های اقتصادی رسانه [میلی] بود ، در پاسخ به پرسش مجری که پرسیده بود دولت با این فشار اقتصادی و تورم چه کند این پاسخ را داده بود ، دولت با مردم صادق نیست اگر صادق بود مردم تورم را می پذیرفتن و حتا نان جو می خوردند تا وقتی که اوضاع درست شود . کاری نداریم عسگراولادی کیست و چه می کند اما لااقل در همین مسئله می شود با او وجه اشتراک داشت : صادق باشید ! چطور می شود با سینماگر صادق نبود ، هیچ امتیازی به او نداد و حتا امتیازهای معمولش را هم گرفت توقع داشت بیاید روی صندلی های سینما بنشیند و خودش را در جشن سینما سهیم بداند ، پرسش کنونی سینماگر ما این است : آخه کدام سینما ! فیلمساز با سیاهی لشکر یک تفاوتی هایی دارد .

  • چهارم . پس از چهار دهه سینما داشتن ، از نخستین فیلمهای حسن بنی هاشمی تا فیلم تازه تمام شده ی شهاب آبروشن نهایت امتیاز [انجمن و اداره کل فرهنگ و ارشاد] به فیلمساز این است که دوربین می خوای بیا ببر ، دو تا نور هم داریم و یک کامپیوتر ! همان ساختار کهنه ی دهه ی شصت و هفتاد که سقف خیال پردازی فیلمساز نوپا یک دوربین بود ، بی آنکه فکر کنیم مسئله ی امروز ما دوربین و دستگاه نیست ، دوربین را می شود از علی گرفت [ کیفیتشم بهتره ] ، نور هم ممد گفته بیا ببر ، حسین هم گفته بیا تدوین بزنم برات ، صدا هم نمی خوایم ، سعید هم گفته وسیله خواستی یه پراید دارم بیا ببر دست کمکت باشه ! تمام این گیر و گرفت ها بخاطر این است که فیلمی ساخته شود ، فرهنگی منتشر شود و  سینما کمکی باشد برای تجلی داشته هایمان و ...
  • آقای مدیر کل
  • پنج . حتمن در جریان جشنواره اخیر اردی بهشت شاهد حذف چهار فیلم که بعد به سه فیلم تبدیل شد بودید ، صدای داور در آمد که چرا همه ی آن فیلم هایی که ما جایزه داده ایم را حذف کرده اید . فیلمی که با پول تو جیبی و با هزار بدبختی [ عبارت کامل تری به ذهنم نمی رسد ] ساخته می شود و اگر بازبین یا ممیزگر حال ناخوبی داشته باشد فیلم را به سادگی هرچه تمام تر توقیف می کند و تمام . چقدر باید ترسناک باشد فیلم کوتاهی که قرار است در یک سالن نیمه خالی روی پرده برود و تبدیل شود به دلخوشی فیلمساز.
  • ششم . ما هنوز در حسرت حضور در جشنواره فیلم کوتاه تهرانیم در حالی که شهرکرد ، تالش و بوشهر و کجا سالهاست به اندازه تعداد انگشتان دو دست فیلم در جشنواره دارند و دیگر به عادت سالانه شان تبدیل شده و راه جشنواره های خارجی را هم مدتی ست پیموده اند ، مانند تیمی که سالهاست در جام جهانی شرکت داشته و حالا به قهرمانی فکر می کند .
  • هفتم . بگردید ببینید سینماگرانی نظیر آبروشن ، رضایی ، سالاری ، امیرزاده ، کریمی پور ، شهبازی ، محسنی و ... که با خون دل تربیت و رشد پیدا کردند و همه ی داشته های سینمای هرمزگان به حساب می آیند چرا دیگر میل و رغبتی ندارند ، خوشبختانه همه زنده و سرحالند و آماده ی پاسخگویی ، سینماگرانی که علی رغم میل باطنی دیگر علاقه ای برای نمایش آثارشان و حتا حضور خشک و خالی شان در گردهمایی های سینمایی سرزمین مادری شان ندارند.